خاطره امير علي و بابايي تو مشهد
سلام دارو ندار من آقا جون اول از همه شهادت دردونت رو بهت تسلیت میگم.من به فدای دل محزونت.امام رضا اگه بدونی چقدر دلم واسه از تو گفتن تنگ شده بود.اگه بدونی اون شب که مشهد بودم و اشکام سرازیر بود چقدر دلم صدات زد.....بگو که شنیدی.! امام رضا چند شب پيش متعلق به جوادت بود و من هوایی حرمت..هوایی این بودم که يه جايی بشینمو به زردی گنبدت خیره بشم و حرفامو از چشای خیسم بخونی. باور کن آقا جون از اون وقتي كه قرار شد بيام به پا بوسيت دلتنگ یه دقیقه پرسه زدن توی حرمتم.دلتنگ صدای یا امام رضا گفتن دردمندای پشت پنجره فولاد که با صدای اونا بغض منم بتركه. آقای مهربونم که تنها یه دردونه داری اونم جوادته....جان جواد عزیزت قسم امشب که دخیل بسته های پنجره ...
نویسنده :
مامان وبابای امیرعلی
9:56












