امير علي، خورشيد آريايي
امير علي نازم،
مادرانگي را با تو آغاز ميكنم و هر روز اين احساس زيبا بامن رشد ميكند. زيباي من، آنقدر نازي كه هر بار صدايم ميكني بندبند وجودم به لرزه مي افتد، چه افتخاريست مادر تو بودن، آن لحظه كه صورتم را مي بوسي بهترين پاسخ عاشقانه ام را مي گيرم، ديگر خيالي نيست مرا ....
كاش ميشد تمام احساسي كه بين من و توست را تشريح كرد، شايد فقط محبت نيست! احتراميست كه من براي خالق چنين كوچك عظيمي ميگذارم.
امير علي جان، پسر قشنگم،
همه بازيهاي كودكيت را دوست دارم و هر روز حس بزرگ شدنت را با لذت زياد لمس ميكنم، نميخواهم آرزو كنم ايكاش به اندازه آغوش من مي ماندي. من با هر بار نگاهت اوج مي گيرم، لذت ديدن قد برافراشته ات به تنگ شدن آغوش من مي ارزد عزيز دلم، عاشق جا گرفتنت ميان بازوانم هستم، بايد اين آغوش همپاي تو بزرگ شود.

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


امير علي، خورشيد آريايي
