امير عليامير علي، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 15 روز سن داره

خاطرات خوب امیر علی

كارت دعوت

برای امير علي گلم ؛ برای عزیز دلم ؛ برای تو برای تویی که 29 ماه از عمر قشنگت را گذروندی و روز به روز مفهوم قشنگ تری از زندگی رو می شناسی . وقتی چشمهای بیقرارتو  به روی صورتم مي بينم و با اون نگاه خوشگلت ماماني خطابم می کنی ، وقتی ردی از احساس کودکانتو رو دلم جا میذاری ، و وقتی دست های ملتمسانتو به سمت من دراز می کنی ، بند بند وجودم از هم مي پاشه و به یکباره دلم واسه در آغوش کشیدنت   ، بوسیدنت ، بوییدنت و فریاد زدن اسم قشنگت که به حق مایه آرامشه ، تنگ می شه اما این برام کافی نیست و دلم می خواد برات بگم اونچه رو که ناگفته مونده از روزگاری که هیچ چیز دل را تسلی نیست و شاید ذکر نام  ( امير علي ) و باباي...
5 تير 1392

دل نوشته بابايي

سلام پسر گلم ،امير علي جان اینا رو برای تو می نویسم ، برای توئی که می دونم روزي اين مطالب رو مي خوني شاید يه روز كه بزرگ شدي مثل  این روزا نتونيم همدیگرو بغل کنیم و ببوسیم . شاید بعضي وقتا با تو بگو مگو کنم .شايد بعضي وقتا حرف همديگه رو نخونيم ، شايد يه روزايي از دست هم دلگير بشيم، شاید گاهی یادت بره اون روزایی رو که مثل یه عروسک تو دستاي من و ماماني به خواب می رفتی. شاید ، شاید و هزاران شاید دیگر ...اما  عزيز دلم باور کن هيچ وقت یادمون نمی ره این روزایی رو که با شنیدن صدای گریه ها و خنده هات از شوق به وجد می يايم وبه سمت تو دوان دوان میدويم . و یادمون نمي ره این شبایی رو که کنارتو ...
4 تير 1392

روز پدر

سلام امير علي جان در حالی برايت اين مطلب رو می نویسم که خيلي وقتا دلتنگ ديدارت ميشم و دوست دارم حضور گرمت رو بيشتر احساس كنم و این حال منو خوب می کنه حتی خوب تر از همیشه و درست مثل همون روزهای اولی که تو رو دیدم و عاشقت شدم، سخت مشتاق داشتن دستان گرم تو هستم پسرم . دستهايي که روزهای سخت بی قرارمو آروم می کنه .دستهايی که دلم می خواد روی چشمام بذارم و احساس كنم دستهاي گرم كوچولوتو. پسرك دوست داشتني من، زمان به وقت چشمان خوشگل تو ،سوم خرداد سال ١٣٩٢ شمسی و به عبارتی دیگر سيزدهم رجب  سال ١٤٣٤ قمری است . و نشانی دقیق ترش آنکه ، امشب شب میلاد فخر کائنات جهان ، الگوی شجاعت و شهامت ، حضرت علی (ع) است . و چه زیبا به نام « ...
30 خرداد 1392

لحظات ناب

سلام امير علي جان : امروز دوشنبه 27 خرداد سال 92 است و خوشحالم که باز هم فرصتي دست داد تا بتوانم برايت مطلبي به يادگار بگذارم .روزها در حال سپري شدن هستند و تو روز به روز بزرگتر ميشوي و بيشتر خودتو تو دل من و ماماني جا ميكني ، پسر گلم اين روزها هر وقت كه صدايت ميكنم مشتاقانه به طرفم مي آيي و خودتو تو بغلم رها ميكني و در كنار تو بودن احساس قشنگيه كه خيلي وقتا دلم براي اين لحظات تنگ ميشه. امير علي جان بودن در كنار تو هميشه باعث خوشحالي ما ميشه و چه شیرینه کسی را که دوست داري ، در هر زمان که صدايش كني در کنارت باشه و لحظاتت را قشنگ و زيبا کنه . امير علي جان پسر قشنگم امروز میخوام از تمام لحظه های با تو بودن صحبت کنم , لحظه های که با یادآوریشو...
30 خرداد 1392

احساس قشنگ

  سلام امیر علی جان امروز که مهمان دل تو هستم بیست ششمین روز از اسفندماه 91 است ، پسر گلم کم کم داریم روزهای پایانی سال 91 را پشت سر میگذاریم و به فصل بهار نزدیک میشویم، بوى بهارمی‌آید، بوى نوروزى پرشکوفه، هواى تازه ی این روزها و جوانه‌هاى روییده بر شاخه‌ها گواه رسیدن بهار است  بهار نغمه ی موزون باران است .  چقدر همه چیز ، زود می گذرد  و چقدر زود دیر می شود. امیر علی جان الان که در کنارم هستی ومن عاشقانه می خوانمت ، و با احساس قشنگی که نسبت به تو و  بابایی دارم  ، در این روزهایی که باید خداحافظی کنیم با سال 91  ، غصه ای ندارم وقتی دستانم در دستان توست و صدای ...
4 خرداد 1392

نوشته های یک مادر و پدر عاشق

  به همین سرعت بیست و هفت ماه از بودن پسر یکی یک دونه من گذشت.... بیست و هفت ماهی که با تمام سختی ها و مثل برق و باد گذشت و حسرت میخورم که چرا بیشتر ازشون استفاده نکردم.... دلم لک زده برای نوزادی امير علي جان و آروم بودنش و شیر دادن بهش.... عکسهاش رو که نگاه میکنم انگار ده سال پیش بوده.... زمان خیلی خیلی زود میگذره... و مسلما به همین سرعت هم بزرگتر خواهد شد و مدرسه خواهد رفت و .. و... و.. و دل من برای همین روزها هم تنگ خواهد شد که بتونم درآغوشش بگیرم و بدون دردسر تا میتونم ببوسمش و به خودم بچسبونمش... روزهایی که دیگه خبری از این آغوشها نیست... پس سعی میکنم همین روزها رو با تمام وجودم ببلعم و برای خودم و دلم حفظشون کنم.... روزهای دو تایی...
4 خرداد 1392

لحظه هاي ناب اين روزا

لحظات شیرین این روزا , روزایی که انقدر قشنگ و دوست داشتنی در حال سپری شدن هستن که دلم میخواد زمان متوقف بشه و تموم این روزا همینطور ثابت بمونه ای کاش میشد لحظه  لحظه های بودن با تو رو برای همیشه ثبت کرد  , وجود یه فرشته نازنین و شیرین زبون بهمون یادآوری می کنه که در همه حال شکرگزار خداوند بزرگ و مهربونی باشیم که همیشه نوازشگر قلب و روح و جسممونه , فرشته ای که این روزها صدای قشنگش طنین انداز زندگیمونه و معنی عشق و دوست داشتنو بیشتر از هر لحظه ای به ما می چشونه « فرشته ای که این روزا برامون بلبل زبوني مي كنه , قصه میگه , شعر میخونه و کاری می کنه که دل من و بابایی رو حسابی شاد ميكنه، اونوقته که از خوشحالی هر جا که هستیم و مشغول ...
27 ارديبهشت 1392