كارت دعوت
برای امير علي گلم ؛ برای عزیز دلم ؛ برای تو برای تویی که 29 ماه از عمر قشنگت را گذروندی و روز به روز مفهوم قشنگ تری از زندگی رو می شناسی . وقتی چشمهای بیقرارتو به روی صورتم مي بينم و با اون نگاه خوشگلت ماماني خطابم می کنی ، وقتی ردی از احساس کودکانتو رو دلم جا میذاری ، و وقتی دست های ملتمسانتو به سمت من دراز می کنی ، بند بند وجودم از هم مي پاشه و به یکباره دلم واسه در آغوش کشیدنت ، بوسیدنت ، بوییدنت و فریاد زدن اسم قشنگت که به حق مایه آرامشه ، تنگ می شه اما این برام کافی نیست و دلم می خواد برات بگم اونچه رو که ناگفته مونده از روزگاری که هیچ چیز دل را تسلی نیست و شاید ذکر نام ( امير علي ) و باباي...
نویسنده :
مامان وبابای امیرعلی
15:11









